خلاصه داستان: « پروفسور بورگ » ( شوستروم ) همراه عروسش ، « ماریانه » ( تولین ) که در زندگى زناشویى با همسرش ( بیورنستراند ) مشکل دارد ، براى دریافت دکتراى اقتصاد ( در پنجاهمین سالگرد فارغ التحصیلىاش از دانشگاه ) به لوند میرود .
خلاصه داستان: داستان در مورد ریزش کوه آکنست نروژ می باشد که باعث به وجود آمدن یک سونامی وحشتناک با ارتفاع ۸۵ متر شد. فیلم حول محور یک زمین شناس و خانواده اش می گردد که وسط این سونامی گیر افتاده اند…
خلاصه داستان: فیلم «مرز» به کارگردانی علی عباسی، که بر اساس داستان کوتاهی از جان لینکویست نویسنده سوئدی ساخته شده، داستان یک زن پلیس را روایت میکند که از شامهای قوی برخوردار است و میتواند بر تکیه بر این حس خلافکاران را رهگیری کند. زندگی او و زندگی یکی از خلافکارانی که قصد دارد از مرز عبور کند، با این حس بویایی متحول میشود و سرنوشت او را به مسیر دیگری میاندازد.
خلاصه داستان: همه چیز از باران و توفان آغاز میشود. پدری برای پسرش داستانی اسطوره ای را نقل میکند؛ داستانی به غایت غریب که اما خیلی زود باورش میکنیم. در چند بخش زندگی شخصیت اصلی را شاهدیم: در اوایل قرن بیستم با یک کودک و مادربزرگ وحشیاش که در روستایی به نام تومباد (Tumbbad) در زنجیر نگهداری میشود روبرو هستیم، اما این مادربزرگ راز گنج و محل آن را میداند. این پسر به هنگام ترک آنجا با مادرش به او قول میدهد که هیچ گاه به تومباد بازنگردد، اما در اپیزود بعد او بازگشته و راز گنج را از مادربزرگش میپرسد و این آغاز ماجرای پر پیج و خمی است که این مرد را به هزارتوی وحشتناکی میکشاند؛ هزار توی حرص و آز.
خلاصه داستان: دو برادر در مراسم تشیع جنازه مادرشان با یکدیگر برخورد می کنند. هر کدام از آنها پا در راهی گذاشته اند که انتهایی جز نابودی ندارد و هر دو در جوانی با حادثه ای غم انگیز برخورد داشته اند…
خلاصه داستان: پیرمردی 59 ساله بنام “او” (Ove) یک فرد بداخلاق می باشد که چند سال پیش از سِمت ریاست انجمن مالکیت مشترک خلع شده است. زمانی که یک زن باردار بنام پروانه بهمراه خانواده اش به محله او نقل مکان میکنند، یک رابطه دوستی غیرمنتظره میان آنها ایجاد می شود و…
خلاصه داستان: قهرمانان شهر یک مجموعه تلویزیونی برای کودکان پیش دبستانی با داستان هایی است که پیام کمک، به اشتراک گذاری و مراقبت را منتقل می کند. ماشین پلیس پائولی و موتور آتش نشانی فیونا به مردم شهر کمک می کنند تا دزدها را پیدا کنند، آتش را خاموش کنند و ...