خلاصه داستان: وقتی بابا اسمورف به طور مرموزی توسط جادوگران شرور، رازامل و گارگامل، ربوده میشود، اسمورفت (گلنمک) به همراه دیگر اسمورفها ماموریتی را در دنیای واقعی برای نجات او آغاز میکنند. حال با کمک دوستان جدید، اسمورفها باید سرنوشت واقعی خود را کشف کرده و دنیا را نجات دهند، اما ...
خلاصه داستان: داستان مردی به نام آقای راج ساکسینا است که به خاطر خساست خود، شهرت دارد. او عاشق پول است و ارزش هرچیزی را با پول میسنجد. اما دخترش کیران؛ دقیقا برعکس اوست و به شدت مهربان و بخشنده است. در این میان، جوانی که اموال پدرش توسط ساکسینا به یغما رفته، تصمیم میگیرد دختر او را عاشق خود کند و به این ترتیب انتقام بگیرد اما ماجرا طور دیگری رقم میخورد.
خلاصه داستان: ماجراجوییهای پلانکتون حیلهگر را به تصویر کشیده است که وقتی تمام نقشههای او برای تسلط بر جهان با شکست مواجه میشود، زندگیاش کاملا تغییر میکند و…
خلاصه داستان: سه برادر پس از قتل والدینشان از هم جدا میشوند. سالها بعد، تنها امید آنها برای انتقام از والدینشان و اتحاد دوباره بهعنوان یک خانواده در آهنگی است که در کودکی آموخته بودند.
خلاصه داستان: کاران سینگ (راجش کانا) همراه مادر بیوه اش ، برادر بزرگش ، شمشیر ، همسر و دخترش زندگی میکند . مادر او « رانی ما » در گذشته بخاطر بازی و قمار او را ترک کرد و بیشتر با پرستارش بزرگ شده و از این رو برایش پذیرفتن او به عنوان مادر سخت است . اکنون که بزرگ شده تبدیل به یک مرد الکلی و لاابالی شده . او یک مهماندار هواپیمای سابق لاتا (هما مالینی) را در حالی که قصد تعرض به او را داشتند نجات میدهد و …
خلاصه داستان: آمیتا باچان در نقش دکتر رام قایال یک جراح است. جراحی که معجزه گر بودن تیغ جراحی اش اثبات شده است. او همسری دارد به نام جاناکی و برادری به نام برات . برات عاشق دختری است به نام ....
خلاصه داستان: فیلمی جذاب و صمیمی که فراز و نشیبهای زندگی رابی ویلیامز، ستاره پاپ بریتانیایی را روایت میکند. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی ناب و مصاحبههای شخصی، داستان زندگی او را از اوج محبوبیت تا ورطه نابودی و سپس بازگشت قدرتمندانهاش به صحنه موسیقی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پس از اتمام تحصیلات خود در لندن ، انگلستان ، شاکتی تاکور به خانه خود در هند در شهر کوچکی که خانواده اش در آن اقامت دارند باز می گردد. همراه او دوست دختر لگد او ، آنیتا است ، که او عاشق او است و می خواهد با او ازدواج کند.
خلاصه داستان: ویکرام در خارج بزرگ شده و زندگی میکند بعد از مرگ برادر و زن برادرش تصمیم میگیرد به هند برگردد تا برادرزاده اش را با خود ببرد و بزرگش کند و از طرفی دیگر بیجوریا که دختری ساده و دوست داشتنی میباشد تنها کسی بوده که بعد از مرگ پدر و مادرش از این پسرک مراقبت کرده و همانند پسرش او را دوست دارد پس او به این سادگی اجازه نمیدهد که ویکرام انها را از هم جدا کند و..