خلاصه داستان: در فصل سوم حماسه، گروه بعید از جنایتکاران به سال 1943 سفر می کنند تا مونالیزا را از فرانسوی ها بدزدند: برای کمک به آنها در کار دشوار کلودیو رانیری، یک استاد تاریخ خشمگین که همراه با لاف زن. مورنو و جوزپه ترسناک با هزار خطر روبرو خواهند شد. همانطور که آنها با نقاشی فرار می کنند، هر سه مجبور می شوند به خانه ادل، مادربزرگ جوان مورنو پناه ببرند، جایی که مرد در کودکی با مادرش مونیکا آشنا می شود. وقتی دختر کوچک به دست نازیها میافتد، باند مجبور میشود برنامههای خود را تغییر دهد: اگر میخواهند به زمان حال بازگردند، ابتدا باید او را نجات دهند و از طول و عرض ایتالیایی که در آخر ویران شده است عبور کنند. روزهای آشفته جنگ جهانی دوم...
تشکر انشالله همیشه سرفراز باشید
لطفا محتوای تصویری بزارید مرسی