خلاصه داستان: ویریندرا سینگ که در بمبئی همراه خانوادهاش زندگی مرفهی دارد، در شب دیوالی تمام سرمایهاش را در قمار میبازد و پس از درگیری با برادرِ دوستش، او را ناخواسته میکشد و فرار میکند. او در حادثهٔ اتوبوس تنها با یک وارث جوان به نام آنجو زنده میماند، هویت تازهای با نام سردار راجپال میگیرد و سرپرستی آنجو و داراییهایش را برعهده میگیرد. سالها بعد، آنجو که بزرگ شده، برای یافتن خانوادهٔ گمشدهٔ ویریندرا آگهی میدهد؛ اما همین کار باعث بازگشت دشمنان قدیمی میشود. گاجندرا و پسرش شاکتی که میدانند خانوادهٔ ویریندرا سالها پیش در آتش جان باختهاند، با هدف انتقام و تصاحب ثروت آنجو وارد ماجرا میشوند و شاکتی حتی خود را «ویکرام» جا میزند تا به او نزدیک شود.
خلاصه داستان: تعطیلات تعطیلات برای دکتر جانی وو، پسر جوانش بابی، و یک جنگل بان زیبا به یک کابوس تبدیل می شود، چراکه آناه ناخواسته درگیر حوادثی می شوند که درهای جدیدی از بدبختی و گرفتاری را درمقابل دیدگانشان باز می کند...
خلاصه داستان: ساتیا پراکاش یکی از شخصیت های اصلی فیلم مستر آزاد در منطقه ای فقیرنشین زندگی می کند، او که در محل کار خود رئیس اتحادیه کارگران کارخانه است در درگیری های زیادی علیه... ....
خلاصه داستان: حماسه خانوادگی در منطقه جنگل سیاه آلمان اتفاق می افتد و حول محور زندگی هرمان و یوهانا فالر و سه فرزند بزرگسال آنها کارل، برنهارد و کتی است.
خلاصه داستان: یک پلیس که به تازگی طلاق گرفته است ، یک سگ پلیس را به فرزندی قبول می کند که همراه سابق خود را از دست داده و با هم جنایات داخل و اطراف وین را حل می کنند.