خلاصه داستان: میشل استروگف، که فرمانده ارتباطات تزار است، مأمور میشود که پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در سیبری شرقی برساند؛ که برادر تزار برای بازرسی به آنجا رفتهاست. بر اثر تحریکات شخصی به نام ایوان اوگارف، افسر سابق گارد امپراتور که خلع درجه شده و در صدد انتقامجویی است، قبایل تاتار شورش کرده و پادگان ایرکوتسک را در معرض تهدید قرار دادهاند. حوادث غیرعادی و فراز و نشیبهایی که میشل استروگف طی این سفر از میان دشتهای پهناور سیبری و در راه مبارزه با اوگارف با آنها مواجه میشود، موضوع صحنههای هیجانانگیز قرار میگیرد
خلاصه داستان: «تری فلورس» (لوپز)، مستندساز جوان، مأمور ساختن فیلمی درباره ی قبیله ای از سرخ پوستان در آمازون می شود. در منطقه مرد غریبه ای که «پل سارون» (وویت) نام دارد، ادعا می کند قبیله ی مورد نظر را می شناسد و تری وگروه فیلم برداری را به آن جا خواهد برد. اما در عوض، گروه را به محل اختفای «آناکوندا» می برد؛ مار غول پیکری که آدم ها را درسته قورت می دهد...
خلاصه داستان: داستان «گارو» پسر یک خانواده خیلی پولدار است که با پدر، مادر و برادرش زندگی می کند و همیشه زیر سایه برادر محبوب خود قرار دارد و با ملحق شدن به ارتش تلاش می کند خودش را به پدرش ثابت کند.
خلاصه داستان: کیم سو هیونگ و كیم جون كی كه هم برادر و هم رقیب هستند، در یك بیمارستان به عنوان پزشك كار میكنند. آنها كه در رشته خود نام آور و جوان هستند، به حرفه خود وفادار اما در مسائل دیگر چندان انضباط ندارند. سو هیونگ كه شخصیتی بیپروا و بیحس دارد، معمولا باعث میشود كه دوست دختر قدیمیاش مین جو كه خود پزشك است، گریه كند. بحرانهایی در زندگی شخصی و حرفهای آنها پدیدار میشود زیرا جون كی با اشتباه خود باعث مرگ زن دوستش میشود و...
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار برنده جایزه پولیتزر دچار حمله قلبی میشود و به همراه همسر و پسرش از نیویورک به شهری با جمعیت ۸۵۰ نفر در ایالت مین نقل مکان میکند. اوضاع در آنجا خوب است تا اینکه او در مورد مردی که به جرم قتل دوست پسرش دستگیر شده است، تحقیق میکند. در ادامه، خرابکاری و اتفاقات بدتری رخ میدهد.
خلاصه داستان: یوه 22 ساله گانگا و مادرش که از سوی شورای ده متهم به ساحرگی گردیده اند، توسط مهاجمین مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل می رسند.مامورین برای تحقیق به محل اعزام می شوند و …
خلاصه داستان: دانشمندی به نام جانی دالتون (فی) که پس از ۱۵ سال کما به هوش میآید، متوجه میشود که زندگیاش توهمی بیش نبوده و او صرفاً یک کپی از دکتر دالتون واقعی است. دالتون با کمک رهبر شورشیان، نیکی هالند (ولچ)، عازم جامعهای آیندهنگر و مملو از خطر و رازآلودگی میشود تا خالق خود را پیدا کند.