خلاصه داستان: این سریال بیشتر بر مشکلات خانواده ها در عصر جدید می پردازد ، زندگی با نژادهای مختلف ، سن های مختلف، اعتقادات مختلف و جنس های مختلف. در خانواده مدرن تضاد ها بیشتر از هر روز نمایان می شود و فاصله بین نسل ها بیشتر و بیشتر. همین تضاد هاست که ما را به خنده وا می دارد. در خانواده مدرن هر کس سعی می کند تا خود را با شرایط خانواده تطبیق دهد ولی هر چه بیشتر تلاش می کند شرایط کمیک تری خلق می شود…
خلاصه داستان: مجموعه پرستاران درباره کارکنان بیمارستانی بنام آل ستیز است که بیماران مختلفی در آن حضور دارند و پرستاران وپزشکان آن بیمارستان به مداوای آنها و مراقبت از آنها می پردازند . اتفاقات مختلفی در روند سریال برای هنر پیشگان اصلی فیلم که پزشکان وپرستاران بیمارستان هستند اتفاق می افتد که علاوه بر موضوعات پزشکی ، موضوعات عاطفی وروابط بین آنها را شامل می شود.
خلاصه داستان: حیوانات پشمالوی بامزه تمام تلاش خود را برای کمک به دیگران انجام می دهند اما همیشه این کمک ها با دردسرهای بزرگ و ماجراهای خنده آور به پایان می رسد.
خلاصه داستان: این سریال داستان گروهی به نام امداد و نجات است که در حادثه ها و تصادف و مشکلاتی که برای مردم در روزهای مبادا رخ می دهد با سرعت دست به کار می شوند و عملیات امداد و نجات را برای آنها انجام می دهند. آنها از طریق هلی کوپتر و یا زمینی و حتی دریایی هر طور که شده خود را به مصدومین می رسانند. هر قسمت این سریال ماجراهایی را به همراه دارد…
خلاصه داستان: استیون که زمانی وکیل دفاعی با تجربه و معروفی بود ، بعد از مدت ها که با مشکلات خانوادگی و اعتیاد به مواد مخدر دست و پنجه نرم کرده تصمیم میگیرد به شغل وکالت برگردد. اولین پرونده ای که سر راهش قرار می گیرد مربوط به قتلی پر سر و صدا می باشد که پیگیری آن موجب می شود به مرور در راهی قرار بگیرد که موجب رویارویی با شیاطین درونی خودش می شود.او درحالیکه مشغول حل کردن ایم پرونده است ،با شخصی به نام بینز آشنا میشود که قبلا ورزشکار بوده و الان تبدیل به یک تبهکار شده....
خلاصه داستان: ورونیکا (با بازی سارا میشل گلر) دختری ۲۸ ساله است که زندگیاش به نظر دیگران عالی و بینقص به نظر میرسد؛ او شغلی خوب، ظاهری جذاب و آیندهای روشن دارد. با این حال، او احساس بیمعنایی و پوچی عمیقی در زندگی خود دارد. در همان آغاز فیلم، ورونیکا تصمیم میگیرد که به زندگی خود پایان دهد و خودکشی کند. او در حالی که یک نامه سرگشاده به جامعه مینویسد، با مصرف بیش از حد دارو سعی در خودکشی دارد.
با این حال، ورونیکا از این اقدام جان سالم به در میبرد و در یک بیمارستان روانی به نام ویلت بیدار میشود. پزشک معالج او، دکتر بلوک (با بازی دیوید تیولیس)، به او اطلاع میدهد که خودکشی ناموفق او باعث شده که قلبش به شدت آسیب ببیند و تنها چند روز دیگر برای زندگی کردن فرصت دارد. این موضوع باعث شروع سفری درونی برای ورونیکا میشود، که او را به مواجهه با خود، زندگی، و انتخابهایش وادار میکند.
خلاصه داستان: یک گروه تحقیقاتـی با هواپیمایـی مخصوص تصمیم دارند به قلب طوفان ژوزفـین بزنند. بر اساس اطلاعات قبلی، از لحاظ شدت ،طوفان ژوزفین از نوع درجه 2 است. "لیا"زن هواشناسی است که از شوک روانی از دست دادن پدر و مادرش در دوران کودکـی رنج می برد و مسئولیت هدایت گروه را بعهده دارد. آنها در ادامه مسیر خود به طرف چشم طوفان، متوجه می شوند که طوفان ژوزفیـن شدت زیادی پیدا کرده و به درجه5 ارتقا یافته است و...
خلاصه داستان: این فیلم در مورد دو مامور مخفی سرویس ویژه هست که سابقا عاشق یکدیگر بوده اند و اکنون برای نابودی یک باند تبهکاری روسی تلاش می کنند، در حالی که از شغل اصلی یکدیگر خبر ندارند...
خلاصه داستان: تولستوی نویسنده سوسیالیست ( کریستوفر پولمر ) روسیه در سال های پایانی زندگی خود بسر میبرد و در اوج شهرت و محبوبیت است. همسرش سوفیا ( هلن میلر ) نیز با شکیبایی و بردباری محیط را برای نوشتن و فعالیت تولستوی فراهم کرده است گرچه تولستوی شخصیتی تندخو دارد…