خلاصه داستان: «جای» یک جوان مسئولیتپذیر است که پس از مرگ مادرش، تمام زندگیاش را وقف مراقبت از پدرش «جاناردان» کرده است. جاناردان مردی میانسال و سادهدل است که با دوست قدیمیاش «ناندو» زندگیاش را میگذراند. ناندو مدام جاناردان را به بازگشت به عشق قدیمیاش تشویق میکند...
خلاصه داستان: پدر و دختری با همدستی یکدیگر بابت ترور کردن افراد پول دریافت میکنند که پدر در یک ترور به خاطر تومور مغزی موجود در سرش تعادل خود را از دست میدهد و نمیتواند ترور موفقی داشته باشد و از سمت کسانی که او را اجیر کردهاند به دردسر میافتد…
خلاصه داستان: این سریال درباره پلیس شهری ملبورن استرالیا است که در هرقسمت با یک حادثه مواجه می شود و هر بار با استفاده از فناوری های پیشرفته شهروندان را از خطر نجات می دهد.این سریال براساس یک گروه واقعی پلیس در استرالیا به نام پلیس ویکتوریا است که کارهایی را که پلیس عمومی شهری قادر به انجام آنها نیست را انجام می ده و...
خلاصه داستان: گربهای دوستداشتنی به نام گارفیلد که عاشق خوراک لازانیا است، در ماجراهایی غیرمنتظره، تفاوت بین کارهای خوب و بد و رفتارهای درست و اشتباه را میآموزد و...
خلاصه داستان: هامفری ون ویدن، انسانشناس جوان، از سانفرانسیسکو به اقیانوس آرام سفر میکرد؛ پس از غرق شدن کشتیاش، توسط قایق شکار فک به نام «شبح» نجات یافت. کاپیتان این قایق، ولف لارسن، گرگ دریا نام دارد و بسیار اقتدارگرا است: هامفری حال خوبی ندارد و میخواهد قایق را در بندر بعدی ترک کند، اما گرگ دریا او را مجبور میکند که در کشتی بماند و به عنوان عضوی از خدمهاش کار کند. خدمه با طوفان بزرگی روبرو میشوند، برخی از دریانوردان شروع به شورش میکنند، گرگ دریا آنها را مجازات میکند و اقتدار خود را حفظ میکند. هامفری متوجه میشود که گرگ دریا نیز مردی بسیار زیرک و باهوش است. پس از چند هفته، قایق جان نویسنده ماد بروستر را نجات میدهد.
خلاصه داستان: «پروفسور آلیور لیندن بروک» ( میسن ) زمینشناسى اهل ادینبرو است که همراه با شاگردش، «الک مک یوئین» ( بون ) به ایسلند سفر مىکنند تا از راه دهانهى یک کوه آتشفشان به مرکز زمین بروند. آن جا، با «کارلا» ( دال ) ملاقات مىکنند که شوهرش قبلا در چنین سفرى کشته شده است...